مدیرکل پیشگیری ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: با توجه به ضرورت برخورداری از دادههای دقیق و بهروز، پیمایش ملی جدید شیوعشناسی اعتیاد به سفارش ستاد مبارزه با موادمخدر در حال انجام است.
به گزارش اطلاعات براساس آخرین پیمایش رسمی شیوعشناسی اعتیاد که حدود ۱۰سال قبل انجام گرفته، میزان شیوع مصرف مواد در کشور حدود ۴.۵درصد برآورد شده است. بهنظر میرسد این آمار با واقعیت امروز جامعه، فاصله دارد و برای هرگونه برنامهریزی در راستای مبارزه با اعتیاد، ابتدا باید آمار و ارقام مربوط به آن را بهروز کرد.
زهرا عابدینی در این زمینه افزود: نتایج این پیمایش به روز شده پس از نهایی شدن، با ارائه تصویری دقیق از وضعیت مصرف موادمخدر، مبنای سیاستگذاریها و برنامهریزیهای آینده ستاد مبارزه با موادمخدر در حوزه پیشگیری از اعتیاد خواهد بود.
افزایش مصرف مواد مخدر در میان جوانان
آنچه امروز در مشاهدات درمانگران و مسئولان کمپهای اعتیاد برآن تأکید میشود، افزایش آمار مصرف مواد مخدر در میان جوانان است. این روزها اعتیاد در ایران، بیش از آنکه یک مسأله فردی باشد، به آینهای از وضعیت اجتماعی بدل شده است؛ جایی که بیشترین سهم مصرف موادمخدر در سنینی دیده میشود که معمولا افراد آن باید در اندیشه ساختن آینده، تشکیل خانواده و رسیدن به ثبات شغلی باشند.
حالا روابط عمومی ستاد مبارزه با موادمخدر میگوید نتایج پیمایش جدید شیوعشناسی اعتیاد قرار است نقشه راه سیاستگذاریهای آینده را ترسیم کند؛ نقشهای که اگر قرار است کارآمد باشد، باید فراتر از اعداد، ریشههای اجتماعی این پدیده را نیز ببیند.
عابدینی با اشاره به آخرین وضعیت شیوع مصرف موادمخدر در کشور با بیان این که بیشترین میزان مصرف مواد در کشور در گروه سنی ۲۴ تا ۳۵سال قرار دارد، گفت: این آمارها نشان میدهد که باید برنامههای پیشگیرانه بهویژه در گروههای نوجوان و جوان با جدیت بیشتری دنبال شود و محیطهای آموزشی و دانشگاهی به عنوان یکی از مهمترین عرصههای اجرای برنامههای پیشگیری مورد توجه قرار گیرند.
معتاد، به دنبال دلایلی برای توجیه است
اظهارات یک جوان ۲۲ساله که مدتی درگیر اعتیاد بوده، درباره دلایل گرایش او به مصرف مواد مخدر شنیدنی است. او که خواست نامش فاش نشود، به خبرنگار «اطلاعات» میگوید: اولین بار هجده سالم بود که گُل مصرف کردم. آن موقع فکر میکردم فقط قرار است یک تجربه جدید باشد؛ چیزی که خیلیها دربارهاش حرف میزدند. اما برای من فقط به مصرف ختم نشد. کمکم وسواس عجیبی نسبت به مواد پیدا کردم. ساعتها در اینترنت میگشتم، مقاله میخواندم، فیلم میدیدم و از هر کسی که چیزی میدانست سؤال میپرسیدم. آنقدر پیگیر شده بودم که احساس میکردم اطلاعاتم درباره انواع مواد، ترکیباتشان و اثراتی که روی بدن و مغز میگذارند، از دیگران بیشتر شده است. حتی گاهی با خودم میگفتم انگار دارم شیمی میخوانم، نه اینکه فقط یک مصرفکننده باشم.
وی ادامه میدهد: آن روزها باور داشتم گل آدم را خلاقتر میکند. فکر میکردم ذهنم سریعتر کار میکند، ایدههای بیشتری به ذهنم میرسد و حتی اعتمادبهنفسم بالاتر میرود. هر بار که مصرف میکردم، همین احساس را برای خودم تکرار میکردم و آن را دلیلی میدانستم که ادامه دهم. تصورم این بود که مصرف مواد، بخشی از شخصیت جدید من شده؛ شخصیتی که باهوشتر، متفاوتتر و آزادتر از بقیه فکر میکند. اما هرچه جلوتر رفتم، بیشتر فهمیدم دانستن درباره مواد، آدم را از گرفتار شدن به آنها مصون نمیکند. برعکس، گاهی همین دانستن، بهانهای میشود برای اینکه مدام مصرف را برای خودت توجیه کنی. امروز که به آن سالها نگاه میکنم، میبینم بیشتر از آنکه درگیر شناخت مواد شده باشم، درگیر ساختن دلایلی بودم که ثابت کنم مصرفم مشکلی ندارد.
دلایل گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر
در همین رابطه، تبسم ابراهیمزاده، جامعهشناس در پاسخ به این سؤال که چرا گروه ۲۴ تا ۳۵سال، بیشترین میزان مصرف موادمخدر را در میان ردههای سنی دارد و چه عواملی در این گروه سنی باعث این اتفاق است، به خبرنگار «اطلاعات» میگوید: وضعیت جامعه برای این گروه سنی، بسیار ناامیدکننده به نظر میرسد و جوانان، بهعلت بیکاری و فشار اقتصادی، بیش از قبل تحت فشار هستند. مسائلی از قبیل بیکاری و فقر، هم به تنهایی و مستقیما ممکن است باعث سوق پیدا کردن جوانان به سوی اعتیاد شوند و هم به شکل غیرمستقیم.
وی میافزاید: برای مثال، در نظر بگیرید که فردی، به دلایل مذکور با این که در سن مناسبی برای ازدواج قرار دارد، نتواند این کار را انجام دهد. این مسأله، به خودی خود، میتواند منجر به انزوا و گوشهگیری و حرکت به سمت مصرف موادمخدر شود که به شکل مستقیم قابل بررسی است. حال اگر این فرد، وارد یک رابطه عاطفی غیررسمی و خارج از چارچوب مرسوم شود، ممکن است برای ایجاد لذت تصنعی بهجای ازدواج و فرزندآوری که به اعتباری، به عنوان لذتهای طبیعی شناخته میشوند، باز به سوی موادمخدر سوق پیدا کند که در این حالت، باید به عنوان پیامد غیرمستقیم این موضوع بررسی شود.
پرسشی که پیمایش جدید باید پاسخ دهد
حالا پیمایش ملی جدید قرار است پاسخ دهد چند نفر مواد مصرف میکنند اما شاید سؤال مهمتر این باشد که چرا بیشترین مصرفکنندگان، همان نسلی هستند که باید موتور محرک اقتصاد و جامعه باشند. نمیتوان این واقعیت را جدا از بیکاری، فشار اقتصادی، ناامیدی، به تعویق افتادن ازدواج و گسترش انزوای اجتماعی تحلیل کرد؛ عواملی که میتوانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم جوانان را به سمت مصرف مواد سوق دهند.
پاسخ این پرسش را نمیتوان فقط در آمارها جستجو کرد؛ بخشی از آن در کیفیت زندگی، امید اجتماعی و فرصتهایی نهفته است که بسیاری از جوانان احساس میکنند هر روز از دسترسشان دورتر میشود؛ اگر این واقعیت در سیاستگذاریهای آینده دیده نشود، حتی دقیقترین پیمایشها نیز تنها تصویری روشنتر از بحرانی خواهند بود که همچنان پابرجاست.
شما چه نظری دارید؟